Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘کودکی’

یک خاطره جالب از کودکیم
فکر کنم هنوز مدسه نمیرفتم که یک روز رفتم خانه دایی . همبازی همسن من پسر دایی و دختر داییم بودند . پاتوق من بیشتر آنجا بود و پدر و مادرم هم بیشتر راضی بودند که کمتر در کوچه باشم.بگذریم در حیاط داییم زیرزمینی بود که حدود پانزده پله میخورد. دو تکه چوب به هم میخ شده بودند و حس نو آوری من گل کرده بود که ایندو را از هم جدا کنم. پشت به پله دو پایم را روی چوب گذاشتم و تکه بعدی را شروع به کشیدن کردم.
چشمتان روز بد نبیند ! جدا شدن چوبها همان و پشتک زدن من تا پایین پله ها همان. اول نفهمیدم چه شده بعد از چند ثانیه خاله ام بالای سرم حاضر شد و من که تازه فهمیده بودم چه اتفاقی افتاده ،چنان گریه ای سر دادم که بلندتر از آنرا یاد ندارم.

Read Full Post »

دوزندگی

دوزندگی

از یوزپلنگ عزیز ممنونم بابت دعوت من به این بازی وبلاگی.
من تا امروز فکر میکردم فقط من این اشتباه را درباره دوزندگی داشتم ، حالا از بار غصه هام کم شد!
بچه که بودم قبل از رفتن به مدرسه کتاب میخواندم البته با اشتباهات کودکانه .مثلا بالاخره را میخواندم( بالا-خَره) ولی این دوزندگی از اشتباهاتی بود که به هیچوجه زیر بار اشتباه بودنش نمیرفتم!
هرچه میگفتند منظور دوزندگی صندلی ماشین است با اصرار میگفتم نه! این یعنی ماشین را تعمیر میکنند و » دو- زندگی» اتومبیل صحیح است.چون ماشین نو میشود وزندگیش هم.مدتها طول کشید تا باورم شد فکر کنم روزی فهمیدم که داخل مغازه را از نزدیک دیدم. صندلیهای پاره ماشینها در حال تعمیر.
یادش به خیر

Read Full Post »