Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘خدای’

شاملوپس پای ها استوارتر بر زمین بداشت
تیره پشت راست کرد
گردن به غرور برافراشت
و فریاد برداشت
اینک من آدمی پادشاه زمین
و جانداران همه از غریو اوبهراسیدند
وغروری که خود به غرش آن پنهان بود بر جانداران همه چیره شد
و آدمی جانوران را همه در راه نهاد واز ایشان برگشت
و بر ایشان سر شد از آن پس که دستان خود را از اسارت خاک باز رهانید
پس پشته ها و خاک به اطاعت آدمی گردن نهادند
و کوه به اطاعت آدمی گردن نهاد
و دریاها و رود به اطاعت آدمی گردن نهادند
و تاریکی و نور به اطاعت آدمی گردن نهادند همچنانکه بیشه ها و باد
و آتش آدمی را بنده شد
و از جانداران هر چه بود آدمی را بنده شدند در آب و به خاک بر آسمان هرچه بودند و به هر کجا
و ملک جهان او را شد
و پادشاهی آب و خاک اورامسلم شد
و جهان به زیر نگین او شد به تمامی
و زمان در پنجه قدرت او قرار گرفت
و زرّ آفتاب را سکه به نام خویش کرد از آن پس که دستان خودرااز بندگی خاک باز رهانید
پس صورت خاک را بگردانید
و رود را و دریا رابه مهرخویش داغ بر نهاد به غلامی
و به هر جای با نهاد خاک پنجه در پنجه کرد به ظفر
و زمین را یکسره بازآفریدبه دستان
و خدای را هم به دستان به خاک و به چوب و به خرسنگ
و به حیرت به آفریده خویش نظر کرد چراکه با زیبایی دستکار او زیبایی هیچ آفریده به کس نبود
و او را نماز برد چراکه معجزه دستان او بود از آن پس که از اسارت خاکشان وارهانید
پس خدای را که آفریده دستان معجز گر او بودبا اندیشه خویش وانهاد
و دستان خدای آفرین خودرا که سلاح پادشاهی او بودندبه درگاه او گسیل کرد به گدایی نیاز و برکت
کفران نعمت شد
و دستان توهین شده آدمی را لعنت کردند
چراکه مغان ایشان بر سینه نبود به بندگی
و تباهی آغاز یافت

پ ن:وقتی متن آهنگ را از روی دکلمه شاملو مینوشتم واقعا لذت میبردم. شاید در هیچ کدام از پست هایم اینقدر لذت نبرده بودم.
اسم آهنگ یادم نبود اگر درستش را میدانید بگویید تیتر را عوض کنم.

Advertisements

Read Full Post »