Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2009

دیشب در شبکه فارسی بی بی سی برنامه ای دربازه توطئه و توهم توطئه پخش شد . در این بین یکی از بینندگان اشاره ظریفی کرد که «فاصله ین ایندو واقع گرایی است»
دلیلی که این مطلب را نوشتم توافق دیر هنگام غرب و ایران بر سر مسائل هسته ای است که با دخالت جنبش سبز نمایشش به تعویق افتاد. و سد البته نارضایتی دو طرف از این تعویق و همچنین ناخشنودی از خیزش مردم سبز اندیش ایران.
بعد از تمامی اتفاقات این چند ماه به من ثابت شده که آمریکا و به طور کلی غرب به هیچ وجه دوست جنبش سبز نیستند و در هر صورتی ایرانی را ترجیح میدهند مانند لیبی.
به بیان دیگر ایرانی با دیکتاتورهای ضعیف که فقط چنگ و دندان نشان میدهند ولی مردم بیدفاع خود را به خاک و خون میکشند نه ایرانی آزاد که مردم آگاهش با پیگیری حقوق خود عرصه را برای فرمایشات غرب تنگ کنند.
ننگ بر این روابطی که سیاستمداران برساخته اند تا منافع خویش را از آن بدست یغما آورند.
منافعی به قیمت خون نداها و سهراب ها ، به قیمت شکنجه ها ، از دست رفتن زندگی ها و تحقیر های بی پایان.
بادا که مردم جهان طرحی نو دراندازند و هر انسانی در هر گوشه ای از این خاک جانش به تمام جانها بیارزد .
این گره به دستان خودمان باز میشود و در این راه نه فقط تنهاییم که بسیارند کمک دهندگان به رژیم اشغالگر. نمونه اش همین همسایه مان ترکیه که با هیئتی 200 نفره دیشب وارد تهران شد.
شرم بر این دولتمردان . شرم.
کاش بنی آدم اعضای یکدیگر بودند . کاش…

لینک مطلب در بالاترین
type=»text/javascript» src=»http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js» charset=»utf-8″>

Read Full Post »

کروبی به نمایشگاه آمد و در طبقه همکف عده زیادی از مردم به حمایت از او شعار دادند . در این بین یکی از بسیجیها به کروبی ناسزا گفت که مورد نوازش مردم قرار گرفت همچنین شنیدم سر کروبی شکسته و عمامه او افتاد .بعد از آرام شدن اوضاع به غرفه ها سر زدم و عکسهایی گرفتم از نوشته های مردم بر روی غرفه های چین و روسیه و حماس .

231020098372310200983623102009834231020098302310200983123102009832

لینک مطلب در بالاترین

type=»text/javascript» src=»http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js» charset=»utf-8″>

Read Full Post »

تیغها برگرفته اند به کف
میچرخانندشان در هوا
و به سوی فکرم
قلبم
نشانه میگیرند
من نیز سلاح از کف افتاده
زخم خورده
با سپری چوبین
که تکه ای از آن بیشتر نمانده
ضربه ها را یکی پس از دیگری
به کناری میزنم
و اینک
این منم
سپری میسازم از روحم
که با درد و سختی آبدیده شده
و با کمانی از اندیشه ام
و تیرهایی از سخنانم
به جنگی میروم با دنیای بی مروت
آرش وارجانم را در تیر هایم میگذارم
از پی برساختن مرزهایی جدید
و دورتر
برای آزادی کسانی که دوستشان میدارم
حتی کسانی که نمیشناسمشان
مرزها را دورتر خواهم برد
دورتر
دورتر

type=»text/javascript» src=»http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js» charset=»utf-8″>

لینک مطلب در بالاترین

Read Full Post »

04102009788

type=»text/javascript» src=»http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js» charset=»utf-8″>

Read Full Post »