Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل 2009

1215480003slzy7eyدیشب در راه برگشت به خانه ، هوس کردم به رادیو این دوست قدیمی گوش دهم. سیمهای هدست را به موبایل وصل کردم و چه خوب ؛ یک برنامه علمی قرار بود شروع شود. من واقعا برنامه های علمی و مستند را دوست دارم.برنامه درباره نور بود ودکوراسیون داخلی. مجری برنامه شروع به گفتن مقدمه کرد:
دوستان! همه ما میدانیم که نور موهبتی الهی است. در بخش هایی از کره زمین که نور به اندازه کافی به آنجا نمیرسد ، میزان افسردگی تا ده درسد بیشتر است. و و و و …
باخودم گفتم عجب از این خدای ناعادل که بین بندگانش فرق میگذارد و نور به اندازه کافی به همه نمیدهد.آنها که کم نوری دارند چه گناهی کرده اند که باید افسردگی بگیرند.
پ ن :در مورد اندازه افسرگی دقیق یادم نیست که چند درسد گفت.
پ ن 2:عکس از اینجا

Read Full Post »

هابلپاری وقتها رفتن توی تخیل لذت وصف ناپذیری داره.از یکی شنیده بودم که این روزها علم از تخیل جلو افتاده . خوب یک فرضیه نیمبند میخواهم مطرح کنم که به فکرم رسیده.همینطور که میدانیم هابل عکسهایی را به زمین میفرستد که گاهی چند میلیون سال پیش اتفاق افتاده است .از ستارگانی دوردست. شاید مردمی در جایی دوردست هم اکنون گذشته ما را دید میزنند. سوال اینجاست آیا امکان دور زدن نور وجود دارد؟ بله وجود دارد به وسیله سیاهچاله ها نور منحرف میشود.
و سوال من : آیا امکان داردنوری که از زمین چند هزار سال پیش منتشر شده دوباره تماشا کنیم .با یک اثر آیینه ای یا شاید هم پیچشی.
شاید هم این نور به طرف ما برگشته و ما هنوز نمیدانیم از کجا باید به آن نگاه کنیم. شاید دانستن آینده بیشتر تخیلی باشد اما به نظر من دیدن دوباره گذشته بسیار واقعی به نظر میرسد. داشتن هابلی که بتواند گذشته زمین را رصد کند .وای چقدر ملموس و دست یافتنی به نظرم می آید. دانستن گذشته واقعی تاریخ ریشه بسیاری از جنگ ها را میخشکاند .تعصبات بیهوده را از بین میبرد.مذاهب باید به خاطر جنگ افروزیهایشان شرمسار شوند.
و جه هیجانی از فهمیدن علل انقراض نسل دایناسورها.یا دیدن مردمان شهر سوخته . دیدن یک فوتبال از آزتک ها با توپی از سر انسان.و رازهایی که برملا میشود.اسطوره هایی که نبوده اند و تمدن هایی که کشف میشوند.

Read Full Post »

به به آقای اوباما .حالتون چطوره ؟ امیدوارم خوب و خوش باشید.
راستی میبینم که انتقادات از شما داره پیشرفت میکنه .زیاد نگران نباشید اما پیشنهاد میکنم چشم گوش خود را نبندید.من که گفته بودم چشمم از دموکراتها آب نمیخوره. بهشون اطمینان ندارم.اما شما سعی کن بقیه هم همچین فکری درباره شما نکنند.مردم ایران برخلاف بسیاری کشورهای منطقه سطح تحصیلات بالایی دارند.درست است که فرهنگ ما بدلایل زیادی دارای مشکلات زیادی است.اما این دلیل بر نفهمیدن نیست .
دیدید جوابتان را در ژنو چطور دادند.حالا دوباره مردم و رهبران را در یک صف قرار دهید. ایران در صورت آزادی به کانون گسترش حقوق بشر تبدیل میشود . این را به تمام خوانندگان این مطلب قول میدهم .چون من وبسیاری دیگر دردمان نه قدرت نه مذهب که گسترش حقوق بشر است .اول از خودمان شروع کرده ایم و بدنبال آن در صدد گسترش احترام به یکدیگر هستیم.

Read Full Post »

دلقک کدام بود؟ آنکه کلاهگیسی رنگی داشت یا آنکه با سخنانش کلاهی به بزرگی جهان آماده میساخت؟
کدام بزرگتر بود؟ دهانی که نژادپرستی را به قومی دیگر نسبت میدهد یا فریادی که بر سر او کشیده شد؟
وقیح کدام بود؟ آنکه آزادی نداشته ما را به رخ جهانیان میکشید یا آنکه بینی قرمز دلقکی را به سوی او پرتاب کرد؟
شجاع کدام بود؟ آنکه از حقوق بشر دم زد زمانی که در کشورش جوانانی با یک سوال لب مرگ را میبوسند یاآنانکه بوسیدند.

Read Full Post »

درود به تو .میدانم در رنجی بزرگ هستی و غمگین از حیله ای که بر تو بسته اند و تو با سادگی فریب این جماعت آخوند محور را خورده ای برای آزادیت.آرزویی که من هم برایت دارم.
میدانی رکسانا تو برای ما عزیزی مثل تمام ایرانیان دیگر اما بگذار بگویم تو هم برای این سیستم یک کارت بازی هستی .با یک فرق بزرگ .کارتهای ایرانیان روزنامه نگار که آمریکایی نیستند خال ندارد.اما تو یک آس برای این سیستم محسوب میشوی .حسابی بابت تو امتیاز میگیرند .فراموش شدن امید رضا ها از آنجمله است .
روشن تر بگویم تو هم مثل ما گروگانی هستی بیگناه اما بابت تو … خودت که میبینی ، اوباما هم پیام نگرانی فرستاده.رکسانا تو آزاد خواهی شد و من منتظر آنروز خواهم بود اما این را هم بگویم بهای آزادی تو فراموش شدن یعقوب و امیدرضا ها از ذهن بعضی ها خوهد بود.
با آرزوی آزادی هرچه زودتر تو
آرش
امید رضا میرصیافییعقوب مهرنهادرکسانا صابری

Read Full Post »

این روزها نامزدها ی معروف تبلیغ میکنند که جلوی گشت ارشاد را میگیرند و چه خوب پرسید اعلمی که اگر با حکم حکومتی روبرو شوید چه میکنید.راستی فکر میکنید مشکل ما با حذف گشت های ارشاد حل میشود.کما اینکه من بعید میدانم اگر بروند بد تر از آنها را به جنگ با مردم نفرستند.بیشتر روی سخنم با کسانی است که بدنبال خاتمی یا موسوی هستند.یا حتی کروبی.میخواهم بدانم واقعا چرا از نامزدهای مورد نظر خود نمی پرسید که در مقابل مطالبات شما چه برنامه ای دارند.چرا هیچ وقت شفافیت وجود ندارد.با دو شعار مبهم که کلی روی آن تفسیر میشود طرف را آزاد اندیش و دموکراسی خواه میکنیم ولی در آخر میبینیم که سرمان تا بنا گوش کلاه بزرگی رفته است.یک بار هم که شده بیایید با هم نه بگوییم.جهان باید بداند که ما با کسانی که روی کار هستند پیوندی نداریم.دموکراسی هزینه میخواهد.نه گفتن شروعی مناسب است برای بیان خواسته مان .باید آنها را وادارکنیم به خواسته های ما گردن بگذارند وگرنه با سکوت بعید میدانم کسی دموکراسی را در سینی طلا به ما اقدیم کند

Read Full Post »

خط بد من ، در حالیکه همیشه سعی کرده ام بهتر بنویسم اما همیشه بچه گانه بوده .انگار همین الان رفتم کلاس چهارم دبستان. توی یک کلاس خط ثبت نام کردم و جلسه اول رو رفتم . اتفاقا یکی از دوستان را هم بعد از مدتها اونجا دیدم.فقط میخواستم بگم وقتی استاد داشت برای شاگردها نمونه مینوشت ، باورتان نمیشود از لذت دیدن این صحنه در پوستم نمیگنجیدم ؛ یا وقتی یکی از شاگردها نمونه خطاطی نسخ خود را به استاد نشان داد.واقعا زیبا بود .حتی الان که یادش می افتم لذت میبرم.کاش میتوانستم دنبال آرزوهای خود بروم…

Read Full Post »

Older Posts »